میخوام باهاتون حرف بزنم اروم شم🥺
مرسی که حرفامو میخونید ودرکم میکنید
همیشه دلم میخواست تو دل یه روستا یه اقامتگاه شاد داشته باشم کناردنی و پیام ،خداروشکر که به آرزوم رسیدم
هرکس اومد سنش کم بود مثله بچم بهش نگاه کردم و رفتار کردم هرکس بزرگتر از من بود مثله داداش و خواهرم بهش نگاه کردم،همیشه دوست داشتم طوری رفتار کنم که اومدین توی اقامتگاه حس آرامش وخوبی بهتون منتقل کنم ،الان حالم بده چون دنی رو بردن ،ازم جداش کردن ،ولی چون شماها رو دارم سرپاهستم سعی میکنم اومدین جلوتون قوی رفتار کنم و حس خوبی بهتون بدم ،همتون میدونید من عاشق دنی بودم،😭🥺 ،خیلیاتون هم عاشق دنی بودین ،ازتون ممنونم که میآید وسعی میکنید حالمو خوب کنید ،دنی دیگه نیست و من حالم خوب نیست ،هنوزم امیدوار هستم چون خیلی از شماها میشه بگم ۹۹درصدتون دارین کمکم میکنید پیداش کنیم ،ازتون ممنونم تا ابد .امیدوارم درکم کنید
و بازم میگم دلم اول از همه به پیامم به پدر مادرم که مدام پیگیر حالم هستن ،به شماها که تلاش کردین پیداش کنم خخخخیلی خوشه
مرسی که هستین وبا بودنتون و اومدنتون تلاش دارین حالمو خوب کنید ❤️❤️
این پست بمونه به یادگار از دنی و خاطراتش 💔 شاید اونی که ازم جداش کرده این پستو ببینه ودلش به رحم بیاد